5 million blood money soroor shams/rahim amiri stasi project, aryan romani iranian gypsy family

Viennese police officers are next to Hezbollah and Iranian secret service murderers, with Iranian families. amiris, shams, gharib and others have earned millions of euros with terror and marketing of existence and humans, worldwide marketing for blood money, the murder plan should be completed in 2017, that’s why i have been writing for 3 years

fucking bambi

I went to the supermarket to buy saffron today, 0.12 grams for 1.99 euros, I said good spanish saffron, the Persian is usually colored like everything else so that it looks real.
suddenly I heard:
the crystal is nonsense, i looked around and saw a masked woman, i took a pack and said: the mask is nice with bambi, never take it off.
well
i put a crystal and put it on 12 stones or less, the result is the original and not colored

اپوزیسیون ایران

آقا این اپوزیسیون ایران هر چقدر رژیم ایران و دولت اتریش بی قانونی تر جریان خانواده و شخص بنده را حل میکند میگویند،: آفرین، این رو ما از پالتالک میشناختیم، ایشون همیشه باید حرف اول رو میزد.

خوب کون گشاد پنج هزار نفر رو پارسال کشتن تو ساعتی ۵۰۰ یورو میگیری هنوز زر میزنی، ما ۱۵ سال پیش گفتیم زر بس است، یا کون جنگ داری یا نداری، دکون کاسبی باز کردی مادر قحبه

fucking dirty austrian girls, neonazis, fascists and killer, ayatullah’s terror girls

austrians say: we are friends of ali gharib and azadeh amiri, we are not fascists and iranians are not terrorists.
the whores and bastards are still looking at me from the other side of the street with secret police cameras:
why didn’t the poison recipes from the iranian secret service work !? we didn’t do anything

خلاف و اثر انگشت

آقا ۱۷ سالم بود میرفتم دبیرستان خصوصی، نزدیک مدرسه اشتفان میشست با دو برادر دیگش، اشتفان یک زمانی همکلاسی علی گیلانی بود و ما از این طریق با هم آشنا شدیم، یک روز دیدم دستاش داره میلرزه، یک سره داره ناخن هاش رو دندون میزنه، پرسیدم چته؟، گفت تمبر های بابام رو رفتم ده هزار یورو گرو گذاشتم! (اون موقع میشد ۱۴۰.۰۰۰ شیلینگ) گفتم خوب که چی؟ گفت همه رو خرج کردم، رفتم ماشین اجاره کردم و رفتم فرانسه، گفتم خوب!؟ گفتم چیکار کنم؟ گفت نمیفهمی؟ تمبرهای بابام رو گرو گذاشتم.

گفتم چرا از من میپرسی، گفت چی به فکرت میرسه!؟ منم گفتم من ۱۷ سالمه تو ۱۹ سالت، از من میپرسی!؟ من اگر بابام تمبر داشت فقط میشاشیدم بهش دست بهش نمیزدم.

خندید کمی و ناخن هاشو رو ول کرد، گفت بابام میکشه من رو، گفتم هر کاری خواستی بکن، بلند شدم برم، یک دفعه گفت: ببین بابام ۵۰۰ تا سکه داره، گرو بزارم میشه ۵۰.۰۰۰ یورو، اینطوری بمیرم بهتره، نظرت چیه؟ گفتم پول میخوای چیکار!؟ گفت بیا پورشه اجاره کنیم بریم ایتالیا، ونیز.. یکم بگردیم. گفتم با علی گیلانی برو، من پاسپورت ندارم بیام، گفت چرا؟ گفتم وایسادم جلو مو هام مثل الویس بشه بعد عکس بندازم برای پاسپورت.

آقا این کسخل ها رفتن، وسط راه هم تصادف کردن و با علی گیلانی ۵ روز افتادن بیمارستان، ماشین هم از بین رفت.

دو هفته بعدش زنگ زد، گفت ببین من یه ایده دارم، میای پیش من!؟ گفتم باشه.

رفتم پیشش و بعد گفت: من ماشین برادرم رو گرو گذاشتم باید بیارم بیرون، اون میزنه خودش رو میکشه ، من بمیرم مشکل نیست، برادرم نباید بمیره، بعد دوتا اسلحه از زیر تخت کشید بیرون، دو تا پاپ گان، گفت تو پول نمیخوای، گفتم چطور؟ گفت یه فروشگاه هست نزدیک خونه، شنیدم جمعه ها ۱۰۰.۰۰۰ شیلینگ پول تو گاو صندوق دارند، لبخند زدم، دیدم این مادر قحبه تنها نمیخواد بمیره. یکم نگاهش کردم، بعد گفتم جوراب شلواری ننت رو برو بیار. گفت آره، میارم، اورد و گفتم بکش رو سرت بریم. آقا با ماشین رفتیم نزدیک فروشگاه دیدم داره به فروشنده ها نگاه میکنه و باز ناخن میجوه، گفتم بریم!؟ گفت آره بریم، بعد گفتم بیا بیرون، دیدم پیاده شد با ساک اسلحه. گفتم ای جاکش! گفتم کونی، آرشلوخ اون فشنگ های که تو سوراخ اون پاپ گانت گذاشتی پر اثر انگشته، انگشت های نجس نکبت چربت رو زدی بهش، دستکشات کجاست مرتیکه!؟ میخوای بری تو!؟ یک بار دیگه به من سر خلاف زنگ بزنی ننت رو میگام. آقا ۸ روز بعد شنیدم افتاد زندان، بعد ها شنیدم ۵ سال زندانی بهش دادن، آخه شب های جمعه و شنبه میرفت ماشین رو از حیاط نمایشگاه با سویچ دوم میدزدید وَ میداد دست برادرش.

حالا خلاف کار دولتی و ملتی و پلیسی ما هم اصلآ تخمشون نبود سر ما اثر انگشت بمونه یا نمونه، میگفتن: آفتاب لب بومه، یه چیزی بهش زدیم میفته بزودی میمیره با آه و ناله، نسخه اش هم ایران پیچیده شده