صلاحیت و توانایی، برتریت در بازار کار

آقا یه بار لوله های زیر لگن آشپزخونه گرفتگی داشت، هر چقدر تلمبه زدم باز نشد، نیگاه کردم بینم سوراخ موراخ نیست تلمبه، دیدم یه ریزه پلاستیکش پاره شده، خوب سنی هم ازش گذشته بود. آقا رفتیم یه عطاری نزدیک خونه، دیدم رو کت فروشنده نوشته مهندس اشمید، گفتم مهندس لوله گرفتگی داره، داروی ماروی شیمی میمی چیزی داری، گفت بله، این ماده از یک شرکت آلمانی است، سمی زیاد نیست، ولی درش رو باز کردید ماسک بزنید. گفتم چشم، خلاصه رفتیم ریختیم تو دستشوی، دیدیم اه؛ بلوب بلوب بلوب باز شد، و شروع کردیم ظرف شستن.

بعد همون موقع زنگ زدم به محمود ایتالیا برادر ناصر، گفتم محمود ویاگرا داری واسم بفرستی، گفت نه بدون نسخه نمیتونم، زنگ زدم به امیر شیرازی، گفتم بینم ویاگرا بدون نسخه میتونی بدی، منو من کرد گفت نه بدون نسخه نمیشه.گفتم چرا، گفت ما دکتر هستیم، مسئولیت داریم، از رو اصول و قاعده عمل میکنیم، گفتم باشه مثل اینکه ما میخریم ۴۰۰۰ تا میفروشیم ۸۰۰۰ یورو از رو باد معده عمل میکنیم، آخه کلاهبردار گفتن اینها حرف توشه