رستوران ایرانی

آقا استانبول بودم یه رستوران ایرانی رفتم خودم حالم از خودم بهم بخوره، که چرا رفتم اون تو غذا خوردم، نه واسه غذاش بخاطره صاحب رستوران. یه رستورانی بود سوسک از دیوارش میرفت بالا، ولی گوه سگ انقدر چنجه و کوبیدش خوشمزه بود فقط گفتم مردشور ریختت رو ببرن ازگل، یه پرس سلطانی هم بیار.

اسمش هم گذاشتم ممد سگ پز، سگ نصفه شب میدیدش اسهال مغزی میگرفت میمرد. ای شاشیدم تو روحت ممد سگ پز وین